|
يك سال گذشت و در فِراغش پشتمان پاك شكست
در شبي كه آبستن عروج بود ، او شازده ي تنهائي ها و غمهايمان كه گرمي صدايش
تجلي بخش آرامش خداوندگار حقيقت بود و مرهمي بر دردها و زخمهايمان
آرام ، و چه غريبانه بال گشود و رفت ، و چه ناباورانه ما دوستارانش را در اين
وادي متحير و مبهوت ساخت
صدايش آرمش بخش دلهاي شكسته، كلامش زمزمه ترنم باراني عاشقانه
براستي كدامين خلسه ي شيرين تر را مي توانيم جايگزين نواي دلنشين حنجره گرمش
كنيم !؟
سوگند به پنجره ی هميشه باز حقيقت و باور كه او زنده است و اين حقيقت باور ماست
او سبك بال و آرام ، رفت
ياد و خاطرش گرامي ، مقامش عاليست ، متعالي تر
تقديم به روح پاك و شفيق عزيزمان
مرد هميشه ماندگار مازيار مقدم
شازده
LOVESTAN |